تبليغاتX
خدا

خدا

اگر بندگانم بدانند كه من چقدر به ياد آنها هستم، از فرط شادي خواهند مرد!!
مرگ آدمی و ترس ما آدما
سلام
نماز و روزه ی همگی شما دوستان عزیز قبول باشه....انشاالله
خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم شرمنده..

نمی دونم شما هم همچین حسی رو مثل من دارید یا نه.وقتی یکی از دوستان و آشنایانتون
خدای نکرده فوت می کنه می بینید و حس می کنید که چقدر آدمی راحت
از این دنیا می ره منظورم از راحت ، آسوده و بدون سختی نیست یعنی به سادگی
از بین ماها جدا می شه و میره.
به قول یه خانوم روستایی همه چی تو این دنیا باقی می مونه الا آدماش .
وقتی آدم عمیق به خودش و به تنهاییش تو این دنیا فکر می کنه دلش
بدجوری می گیره ولی بعد وجودش بهش می گه تو خدایی یه مهربونی هم داری
که تا ابد باهاته.
بعضی وقتا اگه به مردن و قبر و کفن و این جور چیزا ، دنیایی نگاه کنی
شاید تو هم مثل من ازشون بترسی.
ولی گاهی وقتا که با خودم فکر می کنم می گم هیچ ترسی نداره.
نهایت قضیه ی مردن به این خلاصه می شه که فقط خودت هستی و خدات.
اون وقت یه ارامشی بهت دست می ده که هر اتفاقی بیافته برات هیچ مشکلی درست نمی کنه.
یه عزیزی می گفت اگه ما همیشه اینطوری فکر کنیم یعنی به این یقین برسیم
که خدامون باهامون هست هیچ وقت کاری نمی کنیم
که خدای عزیز مهربون صبورمون ازمون ناراحت بشه.

.پس:
ای خدای مهربون
تو رو به این ماه عزیز قسم
تو رو به بنده های عزیزت قسم
ما رو به اینجا برسون که باور کنیم ایمان داشته باشیم که
توخدامون همیشه ناظر بر اعمال ما و همه جا با مایی.
لا اله الا الله
التماس دعا
پیروز و پایدار و برقرار باشید..............
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت9:24 بعد از ظهرتوسط |