تبليغاتX
خدا

خدا

اگر بندگانم بدانند كه من چقدر به ياد آنها هستم، از فرط شادي خواهند مرد!!
خشم

همیشه می خوایم حال هر کی که اذیتمون می کنه رو بگیریم! همیشه می خوایم قدرت نمایی کنیم! فکر می کنیم اگه در برابر کسی که اذیتمون می کنه سکوت کنیم یعنی ضرر کردیم. فکر می کنیم اگه حالش رو نگیریم بهش رو دادیم و پر روش کردیم.

آیا واقعا اینطور هست؟ چرا ما در برابر مشکلات کوتاه نمی آییم؟ چرا تا کمی شرایط تنگ می شه خم به ابرو می آریم؟ واقعا چرا؟

می دونید، وقتی به پیامبرها و امامانی که برامون فرستاده شدن فکر می کنم حسابی حالم گرفته می شه! وقتی می بینم که این امامان اومدن و مشقت کشیدن تا به ما درست زندگی کردن رو یاد بدن ولی ما یاد نگرفتیم احساس گناه می کنم!

 امام علی وسط اون جنگ عظیم در برابر عمرو خشم خودش رو فرو برد و دست از کشتن عمرو کشید! مگه امام علی زور نداشت؟ مگه نمی تونست یه ضربه بزنه و اون رو نصف کنه؟! پس چرا نکرد؟ چون می خواست به ما یه چیزی به اسم درست زندگی کردن رو یاد بده!

یا امام کاظم که به فرو بردن خشم معروف هست، چرا حال دشمنان یا کسانی که آزارش می دادن  رو نمی گرفت؟ معلومه! چون می خواست به ما یاد بده چطور در برابر مشکلات کوتاه بیایم!

کاش امیر حسین یاد می گرفت که فرو بردن خشم نشانه ی ضعف نیست ، نشانه ی بزرگی قلب (سعه صدر) هست! کاش امیر حسین یاد می گرفت که در برابر بدی ها خوبی کنه! با دشمنش دوستانه رفتار کنه! کاش...

خواجه عبدالله انصاری سخن غرا و زیبایی در این باره داره. خواجه می گه:

«مست باش و مخروش،

گرم باش و مجوش،

 شکسته باش و خاموش،

 که سبوی دُرُست را به دست بَرَند و شکسته را بر دوش!»

پینوشت:

1. از تاخیر چندین روزه در آپ کردن وبلاگ عذر می خوام! امید وارم از آپ ایندفعه خوشتون بیاد

2. ما رو با انتقادات و پیشنهادات سازندتون همراهی کنید!

۳. پیروز و سربلند باشید...

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت11:14 بعد از ظهرتوسط امير حسين (دوباره متولد شد) |