شكر و سپاس و منت و عزت خداي را پروردگار خلق و خداوند كبريا
دادار غيب دان و نگهدار آسمان رزاق بنده پرور و خلاق رهنما
اقرار مي كند دو جهان بر يگانگيش يكتا و پشت عالميان بر درش دو تا
گوهر ز سنگ خاره كند، لعل از صدف فرزند آدم از گِل و برگ گُل از گيا
سبحان من يميت و يحيي و لااله الا هو الذي خَلَقَ الارض و السما
باري، ز سنگ چشمه ي آب آورد پديد باري از آب چشمه كند سنگ در شتا
گاهي به صنع ماشطه بر روي خوب روز گلگونه ي شفق كند و سرمه ي دجا
درياي لطف اوست وگرنه سحاب كيست تا بر زمين مشرق و مغرب كند سخا
انشاتنا بلطفك يا صانع الوجود فاغفرلنا بفضلك يا سامع الدعا
ارباب شوق در طلبت بي دلند و هوش اصحاب فهم در صفتت بي سرند و پا
شبهاي دوستان تو را انعم الصباح وان شب كه بي تو روز كنند اظلم المسا
ياد تو روح پرور و وصف تو دلفريب نام تو غم زداي و كلام تو دلربا
بي سكه ي قبول تو، ضرب عمل دغل بي خاتم رضاي تو، سعي امل هبا
_____________________________________________________________
پي نوشت:
1- اوضاع روحيم دوباره ريخته به هم. اين دفعه خيلي بد تر از دفعه ي قبل. اصلا مغزم كار نمي كرد چيزي بنويسم. گفتم چه بهتر كه از استاد سعدي شيرازي قصيده اي در شكر خداي عز و جل بذارم.
2- شهادت امام حسين بر همه ي شما عزيزان تسليت باد. 3 تا از آخرين آپ هاي وبلاگم روز جمعه يا پنج شنبه شب پريده بود. و متاسفانه در روز تاسوعا آخرين آپ به اشتباه شعر زيباي «بيا تا گل برافشانيم» از «حضرت حافظ» بود. شعر به خودي خود زيباست اما با اين روز عزيز مغايرت داشت. لذا از دوستاني كه توي اين 2 روز از وبلاگمون ديدن كردن و اين آپ رو ديدن واقعا عذر مي خوام.
4- يا حق...!

احتمالا مشكلي در وبلاگم به وجود اومده. 3تا آپ آخرم پريده.
دقيقا نمي دونم چي شده.
قول مي دم هر چه سريع تر مشكل رو رفع كنم.



